تبليغاتX
چه زود دیر شد !

چه زود دیر شد !

" من . . . تکواندو . . . زندگی . . . همه چی "

سفره ورزشکاران

 کربوهیدرات ها

کربوهیدراتها بهترین سوخت برای ورزشکاران هستند . چرا که در مقایسه با چربی و پروتئین برای سوختن نیاز به اکسیژن دارند . در صورتی که به اندازه کافی از کربوهیدراتها استفاده کنید قادر خواهید بود شدیدتر ورزش کنید ( چه در هنگام ورزش و چه در مسابقه )

یک رژیم پر کربوهیدرات به شما اجازه می دهد که به خاطر بازسازی ذخایر کربوهیدراتی و کاهش زمان بازگشت به حالت اولیه سخت تر تمرین کنید . رژیم غذایی در زمان تمرین به ویژه حائز اهمیت است . چرا که اگر شما قادر به تمرین شدیدتر باشید ، در مسابقه نیز به سطح بالاتری از کارایی می رسید . هر بدن 60-50 درصد کالری مصرفی خود را از کربوهیدرات ها تامین می کند . به عنوان یک ورزشکار شما حتی به مقادیر بیشتری در حد 70-60 درصد کالری مصرفی 10-6 گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن نیاز خواهید داشت . در صورتی که یک ورزشکار استقامتی هستید، با تامین کربوهیدرات می توانید تا 90-70 درصد از کالری مورد نیاز روزانه خود را افزایش دهید .

غذاهای کم محتوا ذخایر کربوهیدرات بدن شما را کاهش خواهد داد و انرژی شما را تحلیل خواهد برد . به نحو مشابهه ، در صورتی که به جای کربوهیدرات ها از غذاهای پر چرب و پروتئین استفاده کنید ، نخواهید توانست انرژی مناسب برای تمرین و مسابقه مطلوب را تامین کنید .  

  مایعات و الکترولیت ها

ورزشکاران به نوشیدن مایعات و الکترولیت های اضافی نیاز دارند تا بدنشان را سرد نگه دارند . یک فرد بزرگسال متوسط باید در روز 10-8 لیوان مایعات مصرف کند . نیاز شما به مایعات ممکن است در زمان بیش از یک ساعت فعالیت در گرما به 2 یا حتی 3 برابر افزایش بیابد حتی در روزهای خنک و فعالیت های کوتاه مدت شما باید بیشتر از یک فرد غیر ورزشکار بنوشید .

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط شراره   | 

در پی غروبی ناگزیر !

 

وقتی که پلک هایت را بر هم گذاشتی

حس کردم که غروب

انتظار بیهوده نیست تا فردا

تا فردا که دوباره باز کنی چشم هایت را

و من در ابی نگاه تو

روشن ترین ترانه ها بخوانم .

روشن ترین خورشید های زمین را . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط شراره   | 

اعتراض !

تو تاکسی نشسته ای . سمت چپ خانمی طوری نشسته که نمی توانی خودت را به سمت چپ بکشی . سمت راست یک اقای محترم نشسته که خودش را مرتب به تو نزدیک می کند و تو باید خودت را جابجا کنی . ان قدر این کار ادامه پیدا می کند که دیگر جایی برایت نمی ماند . نفست را حبس میکنی شاید با این عمل جای کمتری بگیری .

حالا باید این وضع را تا رسیدن به مقصد تحمل کنی و صدایت هم در نیاید . چرا ؟ اعتراض تو به همه اعلام می کند که دارند به حقوقت تعرض می کنند . چطور می توانی بگذاری دیگران بفهمند ؟

پس مجبوری در ذهنت دو راه دیگر را بررسی کنی . یا باید پیاده شوی یا خودت را بیشتر جمع کنی . اگر پیاده شوی معلوم نیست دوباره تاکسی گیرت بیاید یا نه ؟ تازه در این سرما و تاریکی امکان دارد اوضاع بدتر هم شود . . .

پس ساکت می مانی و بیشتر می چسبی به خانم کناری ! خانم محترم ان قدر راحت و اسوده نشسته که فکر می کنی اصلا متوجه موقعیت تو نیست . به او نگاه می کنی به امید این که بفهمد ، ولی انچنان نگاهی به تو می اندازد که از خودت خجالت می کشی . چرا ؟ چون از نظر او تو مشکل داری !

از جا می پری . . .

دنباله داستان در ادامه مطلب !


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط شراره   |